تبليغاتX
از لیان تا بوشهر

دیار رئیسعلی

 

ده ثانیه تا ا نتها ، پا یا نی بی سر و صدا. بی خبر ا ز هر شب و روز ، من و يه شمع نیمه سوزیکی گذشت از ثانیه ، 9 تای دیگه باقیه . ای کاش تو لحظه ای که رفت ، مید ید مش 1 بار دیگه

اون دور بود و تو حسرتش ، ثانیه ها که میگذشت. ای کاش تو این 1 ثانیه ، بی بودنش نمی گذشت

ساعت میگه 2 ثا نیه ، 8 تای دیگه باقیه . یه عمر نشستم منتظر ، کی میگه ا ینا بازیه

فقیر بودن جرم منه ، عاشق بودن تنها گناه . یه عمري چشم به در بودم ، این آخرها هم چشم به راه

ساعت بازم بهم میگه ، 3 ثانیه رفته دیگه . خبر داری چه زود گذشتمونده فقط 7 ثانیه . هی با خودم گفتم میا د ، امید تو ندی به باد

داد میزنم پس کی میای ، کسی جوابمو ندا د ، ازم فقط این باقیه . ثانیه پشت سر هم

رفتن تا شش و هفت و هشت . لحظه تو گوشام داد میزد ، 8 ثانیه ازت گذشت

من موندمو 2 ثانیه ، ا زم فقط این با قیه .من وز نشستم منتظر

چشم امیدم ساقیه . آي ای باد سحر ، واسش ببر تو این خبر . بگو که من تا آخرین

 خیره بودن چشمام به د ر

ثانیه نهم که رفت ، مونده فقط 1 ثانیه

سرت سلامت نازنین ، از من يه لحظه باقیه . قسمت نشد ببینمت ، شا ید که لایق نبو دم

منتظرت موندم ، یه وقت نگی که عاشق نبودم

ثا نيه ي 10 گل ياس ، را حت شدم ديگه خلاص . آزاد شدم بيام پيشت ، بي واهمه بي چرا 

قشنگ ترین ثانیه ها ، این 10 تا بود که زود گذشت

 

نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 8:0 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
به نام خداوند
با عرض سلام خدمت دوستان خوب زیاد سر شما را درد نمیارم فقط از اینکه ما را انتخاب کردید خوشحالیم . هدف ما جلب رضایت شماهاست.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط سیاوش محفوظ است.طراحی شده توسط Masoud Binaei.

----------
----------------------------- ----------------- ------------------------